<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بازی مرکب &#8211; آینده خبر</title>
	<atom:link href="https://ayandekhabar.ir/tag/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%a8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ayandekhabar.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 01 Nov 2021 07:41:43 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://ayandekhabar.ir/wp-content/uploads/2021/10/cropped-photo_2021-10-18_16-51-58-32x32.jpg</url>
	<title>بازی مرکب &#8211; آینده خبر</title>
	<link>https://ayandekhabar.ir</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>چرا ادامه «بازی مرکب» نباید ساخته شود؟</title>
		<link>https://ayandekhabar.ir/8897/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%a8-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d9%88%d8%af%d8%9f/</link>
					<comments>https://ayandekhabar.ir/8897/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%a8-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d9%88%d8%af%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[avakh]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 01 Nov 2021 07:41:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقد و تحلیل]]></category>
		<category><![CDATA[بازی مرکب]]></category>
		<category><![CDATA[تیتریک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://ayandekhabar.ir/?p=8897</guid>

					<description><![CDATA[بعد از تماشای سریال نه قسمتی «بازی مرکب» فرصتی دست داد چند قسمت پایانی فصل دوم سریال «دیدن» را نیز تماشا کنم. حیرت عجیبی داشتم از این هم‌آوایی در بین دو سریال که هیچ یک تقدم و تاخری بر دیگری ندارند و منِ مخاطب هستم که بنا بر دلایلی آنها را در بازه زمانی مشترک &#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div class="item-summary">
<p class="summary introtext">بعد از تماشای سریال نه قسمتی «بازی مرکب» فرصتی دست داد چند قسمت پایانی فصل دوم سریال «دیدن» را نیز تماشا کنم. حیرت عجیبی داشتم از این هم‌آوایی در بین دو سریال که هیچ یک تقدم و تاخری بر دیگری ندارند و منِ مخاطب هستم که بنا بر دلایلی آنها را در بازه زمانی مشترک نگاه می‌کنم.</p>
</div>
<div class="item-body">
<div class="item-text">
<p>قسمت آخر سریال «دیدن» آنچنان صحنه‌های خونین و کشت و کشتار دارد که با برخی سکانس‌های بازی مرکب همخوانی دارد. هر چند داستان تخیلی آن سریال درباره نابینایی است و پسابینایی را مدنظر قرار می‌دهد و دنیایی را ترسیم می‌کند که از همه علوم و دانش سیراب شده و پا به جهان تاریکی می‌نهد؛ ولی آنچه مشاهده می‌شود کماکان از بین بردن دیگری و هم نوع فصل‌الخطاب زیست آدمی است. انسانی که پوست و گوشت است و در این زیستن مصیبت‌بار آماده است به هر نحوی خویشتن را از پل پیروزی عبور دهد. بازی مرکب تکانه‌ای است به انسان‌های معاصر؛ آنانی که در هر وانفسایی خویش را می‌بینند و بس. برای دقایق و ساعاتی خوش بودن حاضرند کارناوالی از کشتن و خون بازی راه اندازند. آنسان که پیرمرد داستان لو می‌دهد. چهارصد و پنجاه و شش نفری که از فرط بحران اقتصادی و بدهی‌های زیاد حاضرند در بازی مرگ و زندگی حضور به‌ هم رسانند. حال ‌گیریم که در ابتدای کار نمی‌دانستند. ولی در پارت بعدی با اختیار و علم به پایان زندگی برگشتند و این‌گونه انسان‌ها در همه جای گیتی فراوان هستند و حالا نیز به مدد کرونا و بحران‌های بزرگ بیکاری و بی‌پولی تعدادشان از میلیون‌ها نفر نیز افزون‌تر می‌رود. سازندگان کره‌ای نیم نگاهی به کره‌شمالی و پاکستان نیز داشته‌اند. با دو کاراکتری که خلق کرده‌اند. نمی‌دانم چرا از بین این همه کشور این دو جغرافیا را انتخاب کرده‌اند. هر چند کشور شمالی می‌تواند به سبب همسایگی و ادباری که گرفتارش است؛ گزینه مناسبی باشد. ولی پاکستان و انتخابی از آسیای دور به حتم می‌تواند پیام‌های نهفته‌ای داشته باشد که علی این داستان تا حدود زیادی با آن چهره معصومانه و ساده‌وارش؛ بیان تصویری خاص از مردمانی بود که تحت سیطره حکومتی ایدئولوگ زندگی می‌کنند. نمی‌دانم شاید اگر از چند کشور دیگر نیز داوطلب بازی جمع می‌کردند این همه‌گیری دیدن سریال؛ بازتاب پرمعناتری پیدا می‌نمود.</p>
<p>سرمایه‌گذاران مستقیم و غیرمستقیم این اثر به حتم رگ خواب مخاطب جهانی این کار را پیدا کرده بودند که این‌گونه در چهار گوشه گیتی، حرف از این ساخته کره‌جنوبی است. دنیایی که در آن مهر و وفا تا جایی وجود دارد که شرط بقا را تضمین نماید و آنجا که زیستن به فردیت می‌رسد، لاجرم انتخابی دیگر نیست. تا جایی می‌شود فداکاری کرد. تا قسمتی می‌شود از خودِ وجودی گذشت و این پارادوکس عجیب زندگی است که این «تا»، تا کجا ادامه می‌تواند داشته باشد و نخش تا چه زمانی مقاوم است؟ در همه‌گیری کووید ۱۹ مشاهده کردیم که در ابتدا ماسک و دستکش در اقصی نقاط جهان در چشم به‌هم زدنی در آسمان و زمین ربوده می‌شد و احتکار. آنانی که قوی‌تر بودند به راحتی دسترسی داشتند به همه امکانات بهداشتی و در تولید ابتدایی واکسن نیز کشورهای دارا برای عموم مردم بیش از دو دوز تهیه کردند.</p>
<p>پس مهربانی و عطوفت تا جایی است و بس. همان‌طورکه در قسمت ششم این سریال و در نبرد دو به دو میزان از خود گذشتگی نمایان شد و بهت و حیرتی که چشمان مخاطب نظاره‌گرش بود؛ بر اهمیت فرد محوری در دنیای امروز؛ صحه می‌گذاشت. بازی مرکب بار دیگر جامعه فرد محور را به درستی به تصویر گذاشت. جمعیتی که با ماسک و برای خوشایند خویش، تعدادی را اجیر می‌کنند تا بالماسکه‌ای از خون و کشتار راه اندازند و حتی در آن میان نیز به فکر لذات جسمانی و شهوانی خویشند و بس. مخاطب عام شاید از طناب‌کشی و تیله‌بازی در جای جای دنیا، ذهنیتی مشترک داشته باشد ولی شاید آگاه نباشد در پس این طناب‌کشی و تیله انداختن‌ها، سرانی نشسته‌اند و برای دیگران نقشه زندگی می‌کشند. گویی بیراه نبود و نیست و نخواهد بود که از قدیم می‌گفتند دنیا را چند نفر می‌گردانند و هر چه بخواهند انجام می‌دهند در پس پرده و این دموکراسی‌ها و استبدادها نیز سویه ظاهری هستند برای پیشبرد لختی آسایش این گروه ناپیدا. قصد می‌کنند در امریکا و اروپا آزادی نسبی باشد؛ در آفریقا گروه‌های واپس‌گرا؛ در آسیا طالبان و داعش و القاعده باشند و همه اینها در لوای خوش بودن آنان است و بس.‌</p>
<p>ای کاش سازندگان این سریال به فکر فصل‌های بعدی نباشند؛ چون که آش را از اینکه هست بیشتر شور می‌کنند. ما می‌دانیم در این بازی همه بازیچه‌ایم؛ چه در بازی‌ای چون مکعب چه در بازی اصلی زندگی. بیشتر از این به روی‌مان نیاورید با مدیوم سینما و تلویزیون که چقدر برای سنت و دلار و یوآن و وون و ریال، حاضریم از همه عبور نماییم. بس‌مان بود این سریال در این روزگار محنت‌بار&#8230;!</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ayandekhabar.ir/8897/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%a8-%d9%86%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d9%88%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگاهی متفاوت به سریال «بازی مرکب» / آدم‌کشی در کلوسیوم مدرن</title>
		<link>https://ayandekhabar.ir/8510/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%a8-%d8%a2%d8%af%d9%85/</link>
					<comments>https://ayandekhabar.ir/8510/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%a8-%d8%a2%d8%af%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[avakh]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Oct 2021 07:17:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[چندرسانه‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[بازی مرکب]]></category>
		<category><![CDATA[تیتریک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://ayandekhabar.ir/?p=8510</guid>

					<description><![CDATA[مینی‌سریال کره‌ای «بازی مرکب» در شبکه‌های اجتماعی ترند شده است. به گزارش بی‌بی‌سی ۱۱۱ میلیون نفر این سریال را در مدت ۲۸ روز نخست نمایش تماشا کرده‌اند و بازی مرکب به محبوب‌ترین سریال نتفلیکس بدل شده است. پیش از این، مینی‌سریال «بریجرتون» با ۸۲ میلیون بیننده در ۲۸ روز اول رکورد داشت. هر دو سریال &#8230;]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div class="item-summary">
<p class="summary introtext">مینی‌سریال کره‌ای «بازی مرکب» در شبکه‌های اجتماعی ترند شده است. به گزارش بی‌بی‌سی ۱۱۱ میلیون نفر این سریال را در مدت ۲۸ روز نخست نمایش تماشا کرده‌اند و بازی مرکب به محبوب‌ترین سریال نتفلیکس بدل شده است.</p>
</div>
<div class="item-body">
<div class="item-text">
<p>پیش از این، مینی‌سریال «بریجرتون» با ۸۲ میلیون بیننده در ۲۸ روز اول رکورد داشت. هر دو سریال در ایران دوبله شده و این روزها در شبکه نمایش خانگی در دسترس‌اند. پرسش مهم این است که چرا این دو سریال کوتاه که به لحاظ ساختاری کارهای برجسته‌ای نیستند این‌قدر به قول خودمان «گرفته‌اند»؟</p>
<p>ممکن است کسانی علت اصلی را دست‌های پشت‌پرده و تبلیغات و از جمله آمارهای نادرست بدانند. ما بدون داوری درباره دخالت دست‌های پشت‌پرده، می‌کوشیم پاسخ را از راهی دیگر به دست بیاوریم. سریال بریجرتون عمقی ندارد و فقط زرق و برق دنیای سرمایه‌داری را البته از پشت ویترین به ما نشان می‌دهد و بی‌اینکه از نظام سرمایه‌داری و سلطنت انتقاد کند، می‌کوشد دلمان را بسوزاند و آب کند. این سریال دل‌مشغولی‌های آدم‌های بی‌درد و مرفه را رواج می‌دهد. بررسی بریجرتون موضوع این یادداشت نیست. فقط همین مقدار بگوییم که سریال بر پنج محور استوار است: شوق ازدواج، بناهای باشکوه، دکوراسیون‌های خیره‌کننده، لباس‌های فریبنده و چهره‌هایی زیبا. بعضا چیزی در مایه بعضی سریال‌های ترکیه‌ای که گویی ازسوی کمپانی‌های لباس و مد پشتیبانی می‌شوند.</p>
<p>اما احتمال دارد یک اتفاق محتوایی در این سریال، آمار تماشای آن را بالا برده باشد: توجه به رنگین‌پوستان. می‌دانیم که نظام سلطنتی غرب حضور سیاه‌پوستان را حتی گاه در این حد که برای دست‌بوسی به حضور شاه یا ملکه شرفیاب شوند، برنمی‌تافته است. این فرهنگ نژادپرستانه، حتی امروزه در قرن بیست‌ویکم استمرار دارد. از باب نمونه، «مگان مارکل» عروس خاندان سلطنتی بریتانیا که رنگین‌پوست است، در مصاحبه با «اپرا وینفری» فاش می‌کند که خاندان سلطنتی نگران بوده‌اند که مبادا رنگ پوست فرزندش (نوه دایانا و نتیجه ملکه الیزابت) تیره باشد! در سریال بریجرتون گرچه نظام سلطنتی به نقد کشیده نمی‌شود و ماجراهایش سرگرم‌کننده و مخاطب‌محورند، اما پادشاه عاشق زنی سیاه‌پوست می‌شود و نتیجه ازدواج آنان حضور سیاه‌پوستانی است که در دربار قدرت و اعتبار دارند و به عناوینی همچون ملکه، دوک و دوشس می‌رسند. شاید غیر از عناصر پنج‌گانه‌ای که ذکرشان رفت، این دستکاری در تاریخ و تحریف آن، بینندگان را خوش آمده باشد.</p>
<p>سریال بازی مرکب هم ساختاری آنچنان خیره‌کننده ندارد که (اگر حقیقت داشته باشد) در عرض ۲۸ روز، ۱۱۱ میلیون بیننده را به خود جذب کند و بر صدر بنشیند. اما شاید توانسته در مجموع صورتی جذاب و معنایی عمیق را تلفیق کند و یا به زبان ساده‌تر، هم هوای هنر را داشته باشد و هم هوای بازار را. داستانش از این قرار است که آدم‌هایی به‌لحاظ مالی ورشکسته و بدهکار، ازطریق شبکه‌ای ناشناس به رقابت در شش بازی کودکانه و سنتی کره‌ای منتها در قالبی خطرناک دعوت می‌شوند. یکی از شرکت‌کنندگان در صورت پیروزی، ۳۸ میلیون دلار دریافت خواهد کرد و تمام بازندگان جانشان را از دست خواهند داد. محل انجام بازی‌ها نامعلوم است و شرکت‌کنندگان تا پایان بازی‌ها و مشخص‌شدن برنده، در آن مکان حبس می‌مانند. ۴۵۶ نفر با الهام از شش بازی کودکانه و سنتی به‌صورت داوطلبانه در این بازی شرکت می‌کنند و داستانی پر فراز و نشیب شکل می‌گیرد. برای اینکه لطف داستان در چشم کسانی که هنوز کار را ندیده‌اند از میان نرود، توضیح بیشتری درباره سرانجام داستان نمی‌دهم. فقط به همین بسنده می‌کنم که طراح این پروژه، سرمایه‌دارانی‌اند که روی رقابت این مردمان ورشکسته شرط‌بندی می‌کنند و گویی از تماشای مرگ واقعی بازندگان لذت می‌برند.</p>
<p>به نظر می‌رسد فیلم فارغ از ساختار داستانی‌اش، وجدان عمومی بینندگان را برانگیخته است. شاید شنیده‌ایم یکی از دیدنی‌ترین نقاط جهان کشور ایتالیاست و یکی از توریستی‌ترین نقاط ایتالیا، بنای «کلوسیوم» در رم است. جالب اینکه ما امروزه از تماشای این بنای زیبا به وجد می‌آییم، اما کمتر کسی برایمان این حقیقت تاریخی را فاش می‌کند (و لیدرهای تور هم صدایش را درنمی‌آورند) که این استادیوم سنتی، جایی برای تفریح مرگ آدم‌ها بوده است. اخیرا کتابی از سلسله‌کتاب‌های «تاریخ ترسناک»، با عنوان مرگ‌بارترین روزهای تاریخ به قلم تری دیری و ترجمه پیمان اسماعیلیان منتشر شده است که با زبانی طنزآلود حقایق وحشتناک تاریخ را برای نوجوانان بازمی‌گوید. در صفحه ۲۳ کتاب می‌خوانیم: «احتمالا بازی‌های روز افتتاحیه کلوسیوم، خون‌بارترین بازی‌های کل تاریخ مدون بوده است. امپراتور تروجان [امپراتور روم] پس از پیروزی در نبردهای بزرگ داچیا در ۱۰۷ میلادی تصمیم گرفت ضیافتی برپا کند و در آن ۱۱ هزار حیوان و ده هزار گلادیاتور را به کشتن دهد. این جشن ۱۲۳ روز طول کشید. دست آخر هم دیگر حیوانی برای سلاخی باقی نماند. طی ۳۰۰ سال بعد، بیش از نیم‌میلیون انسان و بیش از یک میلیون جانور وحشی در بازی‌های کلوسیوم کشته شدند».</p>
<p>حالا در دوران مدرن در اخبار می‌شنویم که نوعی قمار و شرط‌بندی میان ابرپولدارها مد شده که در آنها آدم‌هایی طی بازی کشته می‌شوند و سرمایه‌داران از تماشای مرگ آنها لذت می‌برند. افتخار می‌کنم که در تاریخ ایران گزارشی ثبت نشده که سلاطین و مردم در جایی اجتماع کرده و با مرگ اسیران و جنگجویان تفریح کرده باشند. سریال بازی مرکب نشان می‌دهد که چگونه منطق زورمدارانه جنگل بر جامعه انسانی مسلط شده است. فاجعه بشریت امروز، فقط وجود فقر نیست فقر گاهی مایه فخر است، فقری که انتخابی است و فرد آن را برای این برمی‌گزیند که آرامش داشته باشد و پابند مال و ثروت نشود. فقر اختیاری را در کلام حضرت محمد(ص) متجلی می‌بینیم که فرمود: «الفقر فخری» یعنی «فقر افتخار من است» اما در کنار فقر انتخابی، فقر تحمیلی هم هست که نشان از نابرابری و ظلم دارد. با این همه مشکل فقط وجود فقر نیست بلکه تحقیر فقرا و استفاده از فقر برای سرگرمی آن هم با ریختن خون فقرا به دست یکدیگر است، همان منطق کلوسیوم اما در لباسی مدرن.</p>
<p>کسانی در کره جنوبی از این سریال انتقاد کرده‌اند که چرا بازی‌های سنتی و کودکانه آن کشور، وجه‌المصالحه این شرط‌بندی‌های خون‌بار شده‌اند؟ هر چه هست این سریال گویی به همه می‌تازد، به سنت و کودکانگی، به سرمایه‌داری افسارگسیخته و حتی به فقرایی که به سودای پول وارد این بازی شده‌اند.</p>
<p>آیا ما بینندگان هم در عالم خیال و واقعیت، قدم به این رقابت از پیش طراحی‌شده و هولناک نگذاشته‌ایم؟ آیا دنیا به سمت‌وسویی نمی‌رود که آدمیان نانی را که در تنور مرگ دیگری پخته شده است بر سفره‌هایشان بنشانند؟<br />
آیا ما برای خرید بلیت حضور در کلوسیوم‌های مدرن آدم‌کشی، سرودست نمی‌شکنیم و صف‌های طولانی تشکیل نمی‌دهیم؟</p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ayandekhabar.ir/8510/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%a8-%d8%a2%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
