اقتصاد

از عددسازی تا پیش‌بینی فروشی در روایت‌های محمدرضا یزدی‌زاده

ماجرا از این قرار است که اخیرا بخش‌هایی از مصاحبه فردی با نام محمدرضا یزدی‌زاده، تحت عنوان اقتصاددان، با یکی از رسانه‌های کشور منتشر شده که بیش از آنکه به تحلیلی جامع از وضعیت اقتصادی کشور پرداخته باشد، سرشار از جنجال‌آفرینی، اتهام‌زنی با توهم توطئه و تشویش اذهان مردم است.

به‌نظر می‌رسد قرار نیست اقتصاد ایران، بازارها و سرمایه‌های مردم، روی آرامش را ببینند. وقتی هر گونه حمایت از سرمایه‌های مردم در بورس، با توهم توطئه تحلیل می‌شود و هر تلاشی برای تغییر سیاست‌های اشتباه اقتصادی از جمله رانت‌های ارزی، با عنوان ایجاد آشوب به مردم معرفی می‌شود، یعنی قرار است اقتصاد این کشور همچنان اسیر تحلیل‌های ایسنتاگرامی عده‌ای به اصطلاح اقتصادخوانده باشد که البته خودشان، خودشان را اقتصاددان معرفی می‌کنند! اینجا سخن از تحلیل‌های سطحی به‌اصطلاح اقتصادی فردی با عنوان محمدرضا یزدی‌زاده است که در ظاهر برای خریدن چند لایک و توجه بیشتر، اتهامات تندی را علیه دولت و وزارت اقتصاد، در قالب تحلیل به ساحت مخاطب پرتاب می‌کند.

ماجرا از این قرار است که اخیرا بخش‌هایی از مصاحبه فردی با نام محمدرضا یزدی‌زاده، تحت عنوان اقتصاددان، با یکی از رسانه‌های کشور منتشر شده که بیش از آنکه به تحلیلی جامع از وضعیت اقتصادی کشور پرداخته باشد، سرشار از جنجال‌آفرینی، اتهام‌زنی با توهم توطئه و تشویش اذهان مردم و گویی در راستای تامین اهداف شبکه‌ای و سازمانی است!

او در قسمتی از این اظهارات که بیش از بخش‌های دیگر دیده شده، می‌گوید: «آقای مدنی‌زاده شد وزیر اقتصاد، دولت جیغ می‌کشید، من کسری بودجه دارم، آقای مدنی‌زاده یه دفعه اومد ۶۰ همت گفت می‌خوام از بورس دفاع بکنم، تزریق کرد تو بورس. آقای مدنی‌زاده کیا قرار بود سهامشون رو بفروشن که شما 60 همت به بانکا گفتین اضافه برداشت بکنن، تورم ایجاد بکنن تو جامعه، که یه عده سهامشون رو بتونن بفروشن، اون یه عده کیا بودن؟ مهم اینه که یک نفر قراره یه عده‌ای قراره پولشون رو نقد بکنن، اون پول الان برای ایجاد تخریب در یک جای دیگه لازم است! مثل بازار ارز! این پول می‌ره برای اون. قدم به قدم داره برای تخریب مهندسی می‌کنه. مگر تو نمی‌گفتی آقای رئیس جمهور که من این یارانه‌ای که دارم می‌دم که مردم مرغ رو کیلو ۶۰ هزار تومان میخرن این توش فساده، اصابت نمی‌کنه به مردم. مرغ رو کردی 450 تومن تا اصابت کنه؟ الآن اصابت کرد؟ تو وظیفه‌ات رو برای ایجاد آشوب درست انجام دادی، اصابت کرد. آقای رئیس جمهور تو برای ایجاد آشوب وظیفه‌ات رو درست انجام دادی اصابتم کرد. اما یارانه اصابت می‌کنه. تو می‌گی یک میلیون تومان من دارم می‌دم با یه میلیون تومن برنج نمی‌دونم ۱۵۰ تومنی را یارو کرده ۶۰۰ تومن، ۵۰۰ تومن. روغن ۲۰۰ تومنی رو یارو کرده دو میلیون تومن. بعد می‌گی چرا داره ارز رو می‌بره بالا؟ می‌گه آقا ببین ارز مثل یک کالاست. چون نقدینگی رفته بالا، تورم زیاد شده، ارز هم باید باهاش بره بالا. خب ارز می‌ره بالا بعد می‌گن نقدینگی کم اومد، حالا نقدینگی رو ببریم بالا. آقا بس کنید، خجالت بکشید.»

باخت یزدی‌زاده در زمین بورس

خواندن همین چند خطی که یزدی‌زاده در طول ویدئو با هیجان بالا مطرح می‌کند، دامنه سواد اقتصادی و قدرت تحلیل‌گری وی را پیش روی مخاطب آگاه قرار می‌دهد. آنچه درباره حمایت 60 همتی وزیر اقتصاد از بورس بیان می‌کند، به شرایط بازار سهام پس از جنگ 12 روزه اشاره دارد که سرمایه‌های مردم عادی و نیازمند به نقدینگی ریالی در بورس حبس شده بود. قفلی که بدون حمایت عملی و مالی از بورس هرگز باز نمی‌شد. کما اینکه پس از جنگ رمضان نیز، همین دست از حمایت‌ها در لباسی دیگر، منجر به افزایش نقدشوندگی و دسترسی مردم به سرمایه خود در بازار سهام شد.

نکته قابل توجه اینکه، کارشناسان و حرفه‌ای‌های بازار سرمایه در همان زمان، حمایت 60 همتی وزارت اقتصاد از بورس را مورد استقبال قرار داده و آن را مفید و اثربخش توصیف کرده بودند. حتی برخی از اهالی بازار سرمایه خواستار حمایت از بورس با مبالغی بیشتر هم بودند؛ با این حال همین حمایت 60 همتی نیز به اهرم اتهام‌زنی به وزیر اقتصاد تبدیل شد که همچنان نیز ادامه دارد.

در همین رابطه، هلن عصمت‌پناه کارشناس بازار سرمایه در تیرماه 1404 با اشاره به شرایط بحرانی بازار سهام پس از جنگ 12 روزه به نبض بورس گفته بود: «بازارهای مالی در دوره‌های پساجنگ به‌طور طبیعی با هجوم فروش، ترس و بلاتکلیفی روبه‌رو می‌شوند و اینجاست که نقش دولت و سازمان بورس باید پررنگ باشد.»

برزو حق‌شناس، دیگر کارشناس بازار سرمایه نیز به‌تازگی در گفت‌وگو با تجارت‌نیوز، سیاست‌های حمایتی از بازار را مورد بررسی قرار داده و با اشاره به حمایت‌های وزارت اقتصاد و سازمان بورس از بازار سرمایه در دوره جنگ 12 روزه، به تجارت‌نیوز گفته است: «در آن دوره حمایت 60 همتی از بازار به روش‌های مختلف انجام شد و نسخه قوی‌تر و بهتری نسبت به شرایط فعلی بود. تزریق 60 همت نقدینگی به بورس اقدامی موثر و قابل دفاع محسوب می‌شد و در آن زمان بازار با یک بسته حمایتی مشخص روبه‌رو شد. در تجربه جنگ 12 روزه دولت به صورت فعال وارد عمل شد و با ابزارهای مختلف از بازار حمایت کرد.»
در یک تحلیل عجیب دیگر، او معتقد است که 60 همت وارد بورس شده، سپس از بورس خارج شده، وارد بازار ارز شده تا آرامش بازار ارز را بر هم بزند. او پس از این اتهام‌زنی به وزیر اقتصاد، به رئیس‌جمهوری نیز اتهام تلاش برای ایجاد آشوب را وارد می‌کند که احتمالا این اتهامات از سوی مراجع اطلاعاتی و قضایی مورد پیگرد قرار خواهند گرفت.

سوارشدن بر موج فشارهای اقتصادی با جنجال‌فروشی

تحلیل دیگری که یزدی‌زاده مطرح می‌کند، مربوط به اظهارات وی درباره حذف رانت‌های بخش تولید و توزیع از جمله یارانه‌های ارزی است که طی سال‌های گذشته به‌جای کنترل قیمت مصرف‌کننده، توسط برخی سودجویان، صرف دلالی در بازار ارز، قاچاق کالا، واردات کالاهای لوکس یا بیهوده و نظایر آن می‌شد و دولت چهاردهم توانست شجاعانه با آن مقابله و آن را حذف کند.

تحلیل یزدی‌زاده در این باره آنقدر سطحی و جهت‌دار است که هر مخاطب آگاهی را با عیار سواد اقتصادی این فرد آشنا می‌کند. یزدی‌زاده بدون توجه به شرایط بحرانی جنگ، تشدید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران، محدودیت درآمدهای نفتی به‌عنوان اصلی‌ترین منبع تامین مالی کشور و مشکلاتی از این دست، افزایش قیمت مرغ و تخم مرغ را تحلیل می‌کند و خواسته یا ناخواسته در زمین طرفداران رانت توپ می‌زند.

تحلیل‌های او درباره دلیل افزایش قیمت ارز و بالا رفتن حجم نقدینگی نیز آنقدر پوچ و جهت‌دار و پیمان‌کاری گونه است که حتی قابل بررسی نیست! روشن نیست که او در بحبوحه جنگ اقتصادی، نظامی و سیاسی ایران با دشمنان، با چه انگیزه‌ای دست به تخریب سربازان اقتصادی کشور زده و از کدام سمت و سو خط می‌گیرد که یقینا مورد توجه و رصد دستگاه‌ها و نهادهای ذی‌ربط قرار دارد.

محمدرضا یزدی‌زاده کیست؟

سوال مهم این است که محمدرضا یزدی‌زاده کیست که این‌چنین سوار بر اسب جنجال، بر دولت و سیاست‌های وزارت اقتصاد برای ایجاد آرامش در بازارها و حمایت از سرمایه‌های مردم، می‌تازد؟ او در کدام مسلک اقتصادی قدم می‌زند که تحلیل‌هایی از این دست ارائه می‌کند.

بررسی منظم اظهارات، سوابق و ادعاهای محمدرضا یزدی‌زاده نشان می‌دهد شکافی پایدار میان «عددهای بزرگِ پرطمطراق» و «مدل‌ها و شواهدِ قابل راستی‌آزمایی» وی وجود دارد. از دلار ۲۰ هزار تومانی تا انکار اثر جنگ بر گرانی، از پیش‌بینی‌های شتاب‌زده تورمی تا لغزش مداوم از زبان تحلیل اقتصادی به ادبیات امنیتی، از کلیدواژه‌ها و ویژگی‌های تحلیلی یزدی‌زاده است.

نام «محمدرضا یزدی‌زاده» در منابع باز با همین املا ثبت شده و او در «خودمعرفی‌های عمومی»، اقتصاددان و نویسنده معرفی می‌شود؛ با ذکر تحصیلات کارشناسی و کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه شهید بهشتی و نسبت دادن دکترای اقتصاد انرژی و دو فوق‌دکترا که در منابع باز، مؤسسه اعطاکننده‌شان روشن نیست.

سوابقی مانند عضویت سابق در شورای بورس و شورای راهبردی نظام مالیاتی نیز عموماً از مسیر خودمعرفی یا پوشش‌های رسانه‌ای نقل شده‌اند و جزئیات زمانی‌شان کامل نیست. همین اتکا به خودمعرفی، در کنار ردپای رسانه‌ایِ پررنگ‌تر از ردپای علمیِ قابل‌سنجش، نقطه عطف کارنامه یزدی‌زاده است.

عدد به جای مدل؛ پیش‌بینی به جای راستی‌آزمایی

در اظهارات یزدی‌زاده، الگوی تکرارشونده‌ای دیده می‌شود؛ طرح گزاره‌های بزرگ با عددهای درشت بدون ارائه مدل عمومی و سناریونویسی عددی یا سند قابل بررسی.
ادعای «دلار ۲۰ هزار تومانی مبنای علمی دقیق دارد» نمونه‌ای روشن است؛ گزاره‌ای که در منابع نه به مقاله، نه به مدل و نه به چارچوب آزمون‌پذیر ارجاع داده شده است. در همین چارچوب، پیش‌بینی «رشد ۲۰ درصدی تورم» را نیز می‌توان برشمرد که پس از انتشار داده‌های نهایی سالانه، با واقعیت‌های ثبت‌شده هم‌خوان نش!.
فاصله با داده‌های رسمی و اجماع اقتصاد کلان

داده‌های سالانه نشان می‌دهد اقتصاد ایران در محیط «تورم مزمن بالا» فعالیت می‌کند. آمارهای بانک جهانی نیز حکایت از تورم‌های بالا در کشور دارد. این روند، روایت‌های ساده‌انگارانه‌ای را که با چند دستور یا چند برچسب سیاسی به دنبال توضیح کامل تورم‌اند، زیر سؤال می‌برد.

در بررسی‎های اقتصادی موسسات مختلف داخلی و خارجی نیز همواره بر نقش مستقیم رشد پول و نقدینگی در تورم ایران تصریح شده است. نادیده‌گرفتن این محور و نسبت‌دادن جهش‌ها به «اراده بدِ چند نفر» یا «مافیا»، جای تحلیل را تنگ می‌کند. رویکردی که البته در فقره یزدی‌زاده تبدیل به امضا شده است!

جنگ، شوک عرضه و انکار پیامدها

یکی از کانون‌های اختلاف، نسبت‌دادن گرانی‌های اخیر به عوامل غیرجنگی و حتی ادعای «اثر مثبت محاصره دریایی» است که او مطرح کرده؛ این خط استدلال با اجماع اقتصاد تجارت و شواهد بین‌المللی سازگار نیست. پژوهش‌ها و گزارش‌های معتبر، از جمله تحلیل‌های بانک مرکزی اروپا و رسانه‌های اقتصادی بین‌المللی، بر اثرگذاری مستقیم جنگ بر هزینه انرژی، حمل‌ونقل، بیمه، نااطمینانی و انتظارات تورمی تأکید دارند. انکار یا کم‌اهمیت‌سازی شوک جنگی، حذف عامدانه بخشی از واقعیت است، نه ساده‌سازی مفید.

حسابداری بودجه؛ خلط دارایی و خزانه

او همچنین پیشتر در اظهاراتی قابل تامل، مدعی جایگزینی مالیات و نفت با بازده ۸.۵ درصدی شرکت‌های دولتی شده بود که نمونه‌ای از خلط مفاهیم است. دارایی با سود حسابداری یکی نیست؛ سود با جریان نقد آزاد یکی نیست؛ و همه سود نیز قابل انتقال به خزانه نیست. بی‌توجهی به محدودیت‌های نقدشوندگی و قواعد بودجه‌ای، چنین گزاره‌هایی را به شعار نزدیک می‌کند.

از تحلیل تا تخاصم؛ لغزش زبانیِ پرهزینه

در بسیاری از مواضع اخیر، مرز میان تحلیل اقتصادی و ادبیات سیاسی–امنیتی فرو می‌ریزد. وقتی «جاسوس» و «ستون پنجم» جای نمودار، مدل و داده را می‌گیرند، خروجی دیگر اقتصاد نیست. این لغزش، نه‌تنها قدرت اقناع را کم می‌کند، بلکه امکان گفت‌وگوی علمی را هم می‌بندد.

ردپای رسانه‌ای، پررنگ‌تر از پشتوانه علمی

حضور رسانه‌ای یزدی‌زاده در زیست‌بوم‌های مشخص پررنگ است؛ از گفت‌وگوها و تیترهای پرتکرار در رسانه‌هایی با خط فکر معروف و مشخص تا بازنشرهای تلگرامی و مناظره‌های پربازدید. در مقابل، ردپای علمیِ قابل‌سنجش در پایگاه‌های عمومی پژوهشی محدود است. این عدم توازن، خود به پرسش می‌انجامد: آیا تریبون‌سازی جای راستی‌آزمایی را گرفته است؟

مساله اصلی درباره یزدی‌زاده، «خطای موردی» نیست، بلکه «الگو»ست. الگویی که در آن عدد جای مدل می‌نشیند، پیش‌بینی جای حساب‌کشی، و برچسب‌زنی جای برهان. نقد حرفه‌ایِ این الگو، با تکیه بر داده‌های رسمی و اجماع علمی، هم تیزتر است و هم امن‌تر. اقتصاد با فریاد اداره نمی‌شود؛ با مدل، داده و پاسخ‌گویی اداره می‌شود.

آیا یزدی‌زاده قادر است با مدل و داده‌های مستند، از اتهام‌زنی و تحلیل‌های خود دفاع کند؟

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا